آغاز کسي باش که پايان تو باشد
عشق یعنی همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن!

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 0:12  توسط cynar  | 

تا نباشد این جدایی ها،

کس نداند قدر یاران را،

 کویر خشک می داند،

 بهای قطره باران را...

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 0:9  توسط cynar  | 

امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را، پس امروز را بیا زیبا زندگی کنیم، به حرمت خاطرات فردا!

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 23:58  توسط cynar  | 

او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند
گناهی بر آنان نیست مقصر منم.
سر راهم سبز شدند و آسان بردندش
گناهی بر آنان نیست مقصر منم.
کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده
مقصر منم.
او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش.
سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است
آری مقصر منم...
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 23:25  توسط cynar  | 

loveeeeee vOoOoOyyyyyyy vOooyyyy
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 15:12  توسط cynar  | 

 اگه دنيا براي تو معني ومفهومي نداره. کمي تامل کن ...شايد تو خود دنياي کس ديگري باشي !!
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:25  توسط cynar  | 

زمان خيلي كند است براي كساني كه انتظار مي‌كشند. خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند. خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگين‌اند. خيلي كوتاه براي كساني كه شاد‌اند. ولي براي كساني كه عاشق‌اند زمان جاودانگي دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:23  توسط cynar  | 

~*~ روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم ~*~
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:22  توسط cynar  | 

 من و تو زماني به كشف عشق رسيده ايم كه كودكان بي خيال بازيگوش هم , سرودهاي عاشقانه را , ياد گرفته اند كه عاشقانه زمزمه كنند - با چشماني مملو از صداقت صوري عشق . آنها حتي " غم عشق " را هم عينا  تقليد مي كنند . عزيز من ! غم عشق را . باور نمي كني؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:21  توسط cynar  | 

طبیعت زیباست اما نه برای درک حقیقت... حقیقت تلخ است اما نه به اندازه جدایی... جدایی سخت است اما نه به اندازه تنهایی...
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:19  توسط cynar  | 

در وجودم چيزي هست كه تو را نجوا مي كند ... و تنها عشق مرا رها مي كند ... و نور آن نگاهي ست كه تو به من روا مي كني ... پس عشق و نور را از من دريغ نكن و بر من بتاب كه بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برسان
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:18  توسط cynar  | 

با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم دل از آغوش تو كندم ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نميبندم به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه ي دنيا با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم...
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:15  توسط cynar  | 

 آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را اسير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه رفته اس!
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:14  توسط cynar  | 

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22:13  توسط cynar  | 

خاک بخواب نازنین تختی نیست

او ره شدن حکایت سختی نیست

از باکی اشک خود فهمیدم

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:47  توسط cynar  | 

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی ، قلب من اونجاست تو تنها نیستی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:42  توسط cynar  | 

 

بودیم و کس باور نداشت که هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:40  توسط cynar  | 

بالاتر از آسمان جايي نيست...

زيباتر از گل چيزي نيست ....

قشنگ تر از عشق حرفي نيست ،...

عزيز تر از تو كسي نيست ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:31  توسط cynar  | 

گه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 22:44  توسط cynar  | 

خیلی ...

بده کسی رو با تموم وجودت دوست داشته باشی ولی بدونی که زنده بودن اون بسته به کسه دیگه ایه

خیلی بده روزتو با اون امید اغاز بشه که زنگ بزنه وفقط سداشو بشنوی

خیلی بده اون کسی رو که دوسش داری بشینه و درباره ی کسی جز خودت حرف بزنه و برای اینکه درد دل کرده باشه یه سری از روی رضایت تکون بدی در حالی که بغز کردی و میخوای فریاد بزنی که زندگی خودتم بدون اون پوچه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 22:40  توسط cynar  |